جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

#صائب_تبریزی

    دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
    برلبش جام شرابی وسبویی در دست

    گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
    گفتا که مگر حکم به جلبم داری!؟

    گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
    در روز جزا وعده به اتش کرده؟

    گفتاکه برو بی خبر از دینداری
    خود را به از باده خوران پنداری؟!

    من می خورمو هیچ نباشد شرمم
    زیرا به سخاوت خدا دل گرمم

    من هرچه کنم گنه از این می خواری
    صد به ز تو ام که دایما هشیاری

    عمر زاهد همه طى شد به تمناى بهشت
    او ندانست که در ترک تمناست بهشت

    این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
    هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

    دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
    دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت

    #صائب_تبریزی


    این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 26 خرداد 1395
    منبع
    برچسب ها : بهشت ,صائب تبریزی ,
    #صائب_تبریزی

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 8 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر